تبليغاتX
فرزندان شاد
سه شنبه بیست و نهم دی 1388
به مناسبت روز هوای پاک

 رویایی سبز برای زمین (حفظش کنیم)

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 11:49 | | لینک به این مطلب
جمعه یازدهم دی 1388
سال 2010 سال تنوع زیستی

گونه هاي حياتي به طور بي سابقه اي در حال از بين رفتن هستند، آب و هوا در حال تغيير است که خطراتي نظير بالا آمدن سطح آب درياها، خشکسالي و سيل را به همراه دارد. حدود  ۱۹ ميليون کيلومتر مربع يعني بيش از ۱۳ درصد سطح خشکي در کره زمين منطقه حفاظت شده اعلام شده است. از سال ۱۹۹۴ اين رقم ۱۵ درصد افزايش داشته است. گسترش مناطق حفاظت شده مايه دلگرمي است ، ولي هميشه مديريت آن با اهداف حفاظت محيط زيست سازگار نيست.
از بين رفتن زيستگاه ها و گونه هاي بيولوژيک کماکان ادامه دارد و بيش از ۱۰ هزار گونه اکنون در خطر انقراض قرار دارند، بدين ترتيب بايد در پي يافتن شاخص ها و راهکارهايي براي ارتباط صحيح بين استفاده از منابع و تنوع زيستي در توسعه پايدار باشيم. با روند رو به رشد، تخریب محیط زیست و منابع طبیعی در جهان و تهدیدی که گونه های مختلف جانوری و گیاهی را تهدید میکند و به دلیل اهمیت وجود تنوع زیستی در زندگی ما و مبارزه با از بین رفتن تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری، سازمان ملل "سال ۲۰۱۰" را به عنوان سال بین‌المللی تنوع زیستی نامگذاری کرده است.

برای اطلاعات بیشتر به لینک یونسکو مراجعه نمائید.

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 20:8 | | لینک به این مطلب
جمعه چهارم دی 1388
خدا محبت است.

به مناسبت فرا رسيدن سال نو ميلادي و تولد حضرت عيسي مسيح (ع) نكته اي از سخنان كتاب مقدس انجيل را انتخاب كردم. باشد كه سخن آن حضرت سرلوحه انسانیت و تمام دوستي ها باشد. به اميد صلح جهاني محبت را در زندگي بکار بندیم...

    كسي كه محبت دارد. صبور است و مهربان حسود نيست و به كسي رشك نمي برد. مغرور نيست و هيچگاه خودستايي نمي كند. به ديگران بدي نمي كند. خودخواه نيست و باعث رنجش كسي نمي شود. كسي كه محبت دارد پر توقع نيست و از ديگران انتظار بي جا ندارد. عصبي و زود رنج نيست و كينه به دل نمي گيرد. هرگز از بي انصافي و بي عدالتي خوشحال نمي شود. بلكه از پيروز شدن راستي شاد ميگردد. كسي كه محبت دارد در هر وضعي وفادار مي ماند. هميشه اعتماد دارد. هرگز اميدش را از دست نمي دهد و در هر شرايطي تحمل ميكند. همه عطايايي كه خدا به ما مي بخشد. روزي به انتها خواهد رسيد. نبوتها سخن گفتن به زبانها و دانستن علم و اسرار روزي پايان خواهد پذيرفت. اما محبت تا ابد باقي خواهد ماند و  از ميان نخواهد رفت. در حال حاضر با وجود تمام اين عطايا علم و نبوتهاي ما جزئي و نارساست. اما زماني كه از هر جهت كامل شديم ديگر نيازي به اين عطايا نخواهد بود و همه از بين خواهند رفت. سه چيز هميشه باقي خواهد ماند: ايمان. اميد و محبت اما از همه اينها بزرگتر محبت است. ۱

فرا رسيدن سال نو ميلادي (۲۰۰۸) و ميلاد با سعادت رسول مهر و محبت. عشق و دوستي. صلح و...  حضرت عيسي مسيح (ع). به پيروان آن حضرت و هم وطنان مسيحي فرخنده و مبارك باد.

۱- اول قرنتيان ۱۳. انجيل عيسي مسيح (عهد جديد). محبت بزرگترين عطا. ص ۳۵۰.

 

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 15:42 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
در پی گریه

من، بر این ابری که این سان سوگوار

اشک بارد زار زار

دل نمی سوزانم ای یاران، که فردا بی گمان

در پی این گریه می خندد بهار.

 

ازغوان می رقصد، از شوق گل افشانی

نسترن میتابد و باغ است نورانی

بید، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست

گریه کن! ای ابر پربار زمستانی

گریه کن زین بیشتر، تا باغ را فردا بخندانی!

 

گفته بودند از پس هر گریه آخر خنده ای ست

این سخن بیهود نیست

زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است

خنده شیرین فروردین

بازتاب گریه پربار اسفند است.

 

ای زمستان! ای بهار

بشنوید از این دل تا جاودان امیدوار:

گریه امروز ما هم، ارغوان خنده می آرد به بار

                                                           فریدون مشیری

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 10:55 | | لینک به این مطلب
شنبه شانزدهم آبان 1388
عليه تنهايي، با عمل

    «تنهايي» و تفرد شهروندان، معضل كوچكي نيست. سوق يافتن شهروند به «تنهايي»، واجد پيامدهاي نه تنها روان شناختي كه جامعه شناختي مهمي است كه ضرورت توجه به آن و تدبير در مورد آن را مضاعف مي سازد. هانا آرنت، انديشمند برجسته علوم سياسي در تبيين مفهوم «تنهايي»، سه نوع تنهايي را از يكديگر تفكيك ميكند و توضيح ميدهد: انفراد، انزوا و احساس تنهايي.

    به نظر او، آنچه در پهنه سياسي انزوا خوانده ميشود، در قلمرو روابط اجتماعي تنهايي ناميده ميشود. از نظر آرنت، انسان ميتواند منزوي شود (يعني در موقعيتي قرار گيرد كه نتواند دست به عملي بزند، زيرا كسي نيست كه با او عمل كند) بي آنكه دچار تنهايي شود. همچنين انسان ميتواند تنها شود (يعني در موقعيتي قرار گيرد كه از هرگونه هم نشيني با ديگران محروم ماند) بدون آنكه در انزوا افتد. انزوا نوعي بن بست است. زماني كه عرصه سياسي زندگي انسان ها، به اين بن بست كشيده ميشود، زيرا ديگر جايي ندارند كه در آنجا براي تعقيب مصالح مشترك شان به اتفاق عمل كنند.

    انزوا اگر چه ويرانگر قدرت و استعداد عمل انسان هاست و همه فعاليت هاي سازنده انسان ها را دست نخورده بر جا ميگذرد، اما در عين حال، گاه تا اندازه يي لازم نيز هست چرا كه انسان – به مثابه انسان سازنده – گرايش دارد كه براي پرداختن به كارش، گاه انزوا گزيند و به صورت موقتي هم كه شده، قلمرو سياست را رها كند. مختصر آنكه از اين زاويه، انزوا تنها قلمرو سياسي زندگي را در برميگيرد، در حالي كه تنهايي با كل زندگي انسان سر و كار دارد.

    به عقيده آرنت، تنهايي با انفراد نيز در تفاوت است. انفراد مستلزم تنها ماندن است، در حالي كه تنهايي، خود را در معاشرت با ديگران نشان ميدهد. فرد در انفراد، «با خود» است و «با خويشتن» خلوت ميكند؛ در حالي كه فرد در تنهايي، يك كس است كه از سوي كسان ديگر رانده شده است. انفراد البته ميتواند تبديل به تنهايي شود و اين وضع در صورتي پيش مي آيد كه فرد در خلوت با خويش، «خود خويشتن» را گم كند. اين گونه، مردمان منفرد هميشه در تهديد خطر تنهايي بوده اند. مختصر آنكه آرنت سه نوع تنهايي را از يكديگر تمييز ميدهد، تنهايي مثبت (انفراد)، به معناي با خود بودن، كه تفكر در اين نوع تنهايي محقق ميشود. ديگر، تنهايي به معناي منزوي بودن يا با ديگران نبودن (انزوا) كه نتيجه نابودي حوزه سياسي و عمومي زندگي در دولت هاي اقتدارگراست و آخر، تنهايي به معناي با خود نبودن و با ديگري نبودن (احساس تنهايي)، هر دو كه وي‍ژگي انسان توده يي در جامعه توتاليتر است. در برابر اين وضع (تنهايي)، فيلسوف سياسي ما معتقد است كه عمل، تو را از احساس تنهايي مي رهاند. از اين منظر، عمل صورتي از فعاليت است كه از تنهايي ميگريزد و به حضور ديگران نيازمند است. انسان در عمل (كه در ذات خود واجد دو عنصر و مولفه آزادي و تكثر است و بدون اين دو ويژ‍گي، خاصيت خود را از دست ميدهد) خويش را افشا و تعريف ميكند و همين فعاليت، او را از احساس تنهايي مي رهاند.

    به نظر آرنت، وقتي ميگوييم كسي «عمل» ميكند يعني آنكه درگير يك مساله يا «خيرعمومي» است. فرد از آن رو به «خير عمومي» علاقه نشان ميدهد كه «آزادي باور» است و در قبال خود و جامعه اش احساس مسووليت ميكند و معتقد به اجراي قانون در شهر خود است. اينچنين ميكوشد علاوه بر چيستي صاحب كيستي نيز بشود و اين كيستي ها در تفاوت با ديگران و در تكثر و كثرت، فهم، متبلور ميشود. همچنين با احترام به حقيقت هويت هاي ديگر، و اعتقاد به برابري انسان ها با آنها وارد گفت و گو ميشود و اين گونه، انسان «باديگران» ميشود. از اين زاويه، انسان ها مستقل از نيك يا بد بودن ديگري، به تعامل و كنش مشترك دست مي يازند. آنچه ايشان را گرد هم آورده،‌نه مسائل خصوصي كه نگراني ها و مصالح عمومي است؛ امري كه ميان كنشگران، مشترك و مورد توافق است. البته، بديهي به نظر ميرسد كه تا هنگامي كه افراد درگير مسائل خصوصي و شخصي و پيگير رفع نيازهاي زيستي اوليه خود (چون معيشت و اقتصاد و خانواده و ...) هستند، قادر به برقراري رابطه سياسي با ديگران نخواهند شد و احساس تنهايي با آنها خواهد ماند.

    در كنش اجتماعي، عمل مشترك و اقدام سياسي با ديگران است كه شخص احساس ارزشمندي و خودشكوفايي ميكند، چرا كه در يك كنش معنادار و هماهنگ با ديگران، توانسته چيزي را خلق كند كه در تعيين سرنوشت خود و ديگران موثر واقع شده است.

 

منابع: ۱)هانا آرنت - توتالیترایسم. ۲)مرتضي كاظميان – ضميمه روزنامه اعتماد - شنبه 7 شهريور 1388- شماره 2038

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 16:13 | | لینک به این مطلب
شنبه هجدهم مهر 1388
راز پیروزی اسکندر بر ایران

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 8:13 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388
بمانیم...

هنگامی که یک شاه بلوط و یک بلوط معمولی در کنار هم زیر خاک قرار میگیرند، هیچ یک دست روی دست نمیگذارند تا راه را برای رشد دیگری هموار کنند، برعکس هر دو از قانون های خود پیروی میکنند. به بهترین وجهی که میتوانند جوانه می زنند، رشد میکنند و شکوفه میدهند تا اینکه یکی از آنان براثر تلاش و تقلای بیشتر بر سر دیگری می افتد و او را از رشد و تکاپو متوقف می سازد. اگر گیاهی نتواند مطابق سرشت خود زندگی کند، میمیرد. انسان نیز همین طور.

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 12:2 | | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
سوالی ندارید؟ این آخریشه...!!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 10:26 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
قاصدک!! دست بردار از این در وطن خویش غریب
 

قاصدک هان! چه خبر آوردی
از کجا وز که خبر آوردی
خوش خبر باشی اما .. اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری
نه ز دیار و دیاری
باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که فریبی تو فریب
که دروغی تو دروغ

قاصدک، قاصدک، قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
                                                  مهدی اخوان ثالث

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 0:31 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
حلقه ها ...

فقط یک زمین داریم در حفظ آن بکوشیم.

در دنیا همه چیز از همه چیز تاثیر میگیرد و همه در تاثیر یکدیگر روزگارمان سپری میشود. انگار حلقه های بهم پیوسته ایم که اگر یکی از این حلقه ها از زنجیره اصلی جدا شود دیگر پیوسته شدن سخت و سختتر میشود و یا اگر حلقه ای از این زنجیر گم شود...!!! سیستم زندگی در زمین نیز همانند حلقه های بهم پیوسته زنجیری است که اگر یکی جدا و یا گم شود سالیان سال هم تلاش کنیم هیچ چیز جای خالی حلقه را پر نمیکند. روزانه در کره زمین چه حلقه هایی که از بین می روند و چه زنجیرهایی که آلوده میشوند و ما نیز در تاثیر این آلودگیها و نابودی زمین قطره ای در مقابل اقیانوس هستیم.

روز زمین پاک بر فعالان و تلاشگران محیط زیست و منابع طبیعی مبارک باد! 

نوشته شده توسط مهديه مصطفی پورشاد در 21:15 | | لینک به این مطلب